مهدویت و اصول نظام تربیتی اسلام


مهدویت و اصول نظام تربیتی اسلام

قسمت اول

چکیده

در نظام تربیتی مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، فرآیند تربیت براساس قوانین یا اصول تربیتی، شکل می‌ گیرد. در این نوشتار، می‌ کوشیم اصول تربیتی برآمده از قوانین اسلامی و قرآنی را بیان کنیم. جایگاه اصول در یک نظام تربیتی، اصل خدامحوری، توجه به جهان آخرت، میانه‌روی در خواهش ها، اهمیت به آزادی مشروع آدمی، توجه به همه جنبه های انسان، پیوند تربیت و تعقل، رعایت تسهیل در امر تربیت، توجه به شخصیت و عزت تربیت‌شونده، توجه به امور فطری و الهی، ایجاد شرایط تربیتی و هم‌چنین استعدادسنجی در تربیت، از مباحث اصلی این مقاله به شمار می‌ روند.

واژگان کلیدی

اصول تربیت، توحیدمحوری، معادگرایی، غرایز، آزادی، مسامحه، حرمت‌مداری، فطرت، زمینه‌سازی، تفاوت فردی.

مقدمه

در همه جوامع بشری، انسان ها ناگزیرند برای ایجاد نظم و جلوگیری از اختلاف، مقرراتی تعیین کنند تا سریع‌تر به اهداف مورد نظر خود برسند. این مقررات، حتی در ابتدایی‌ترین اجتماعات انسانی نیز دیده شده است. بدون شک هر نظام تربیتی منحصر به فرد در یک جامعه، قوانین تربیتی ویژه ای نیز می‌ طلبد که آن مکتب تربیتی را از دیگر مکتب ها جدا می‌ کند. بنابراین، متصدیان تربیتی آن جامعه نیز باید فرآیند تربیتی را با اصول پذیرفته شده، هم‌آهنگ سازند. اصول تربیتی از باورها و مبانی ارزشی هر نظام تربیتی سرچشمه می‌ گیرد. پس باورهای درست و ارزش های سالم و حقیقی در یک جامعه، اصول و قوانین تربیتی انسان‌ساز‌تری به وجود خواهد آورد. در باور ما قوانین تربیتی نظام های غیردینی غربی نادرست و غیرالهی است، چنان‌که مکتب تربیتی اومانیست ها (انسان‌گراها)، ماهیت توحیدستیزی دارد و خواهان جدایی کامل انسان از ارزش های الهی و آسمانی است. پاره ای از اصول و آرای انسان‌مداران درباره انسان چنین است:
1. انسان مانند دیگر اجزای جهان موجودی خود پیدا است. پس آفریدگاری ورای خود او نمی‌ توان برایش در نظر گرفت.
2. انسان پدیده ای کاملاً طبیعی است که بر اساس قانون تطور و تحول مستمر و مداوم پدید آمده است.
3. انسان وجود یگانه ای است که برتر از همه کس و بالاتر از هر عاملی به دین و دیانت قوام می‌ بخشد و در واقع دیانت را به وجود می‌ آورد.
4. انسانیت انسان، به تحقق اهداف و آرزوهای فردی او وابسته است و در این راه می‌ تواند از هر وسیله ممکن استفاده کند.
ولی برعکس چنین مکاتبی، اصول و قوانین تربیتی اسلام ناب و مهدویت، از ارزش های الهی و واقعی گرفته شده است چنین ارزش هایی سعادت واقعی بشر را می‌ تواند تضمین کند. بی‌شک اگر متصدیان تربیتی به این اصول توجه کنند می‌ توانند انسان ها را به مسیر ایده‌آل تربیتی راه‌نمایی کنند و راه رستگاری آنان را فراهم سازند. باید گفت اگر بی‌تردید اصول تربیت نظام ارزش‌مند حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، جانشین فرهنگ های ضدانسانی غربی شود همگی انسان ها از چشمه سار تربیت واقعی بهره‌مند می‌ شوند که نتیجه آن چیزی جز سعادت دنیوی و اخروی بشر نخواهد بود.
برای سازمان دادن به نظام تربیتی، ابتدا باید مبانی و اهداف تربیتی مشخص شود. که وضعیت، موقعیت، هست های انسان و جهان را بیان می‌ کند. سپس از درون چنین واقعیت هایی، قواعدی را برمی‌ گیریم که بدان ها اصول تربیتی گفته می‌ شود. متصدیان تربیتی هر مکتبی باید براساس چنین اصولی رفتار کنند. مشخص شدن اصول تربیتی در یک نظام اهمیت بسیاری دارد که می‌ توان کارکردهای آن را به این ترتیب بیان کرد:
1. کشاندن مبانی تربیتی از دایره مباحث نظری و تئوری به دایره فعلیت و جاری ساختن آن اصول در تمامی فرآیند تربیت؛
2. مشخص شدن محدوده و مرزهای تربیتی برای فعالیت های تربیتی در جامعه؛
3. تبیین و تفصیل قوانین حاکم بر رفتار مربی و متربی؛
4. تشخص نظام های تربیتی از یکدیگر و بیان نقاط قوت و ضعف مکتب های تربیتی؛
5. اعطای بینش و آگاهی به مربی برای برنامه‌ریزی کاربردی در تربیت متربی.
اصول تربیتی و جایگاه آنها در نظام تربیتی مهدوی
اصول، در لغت به معانی «اساس، بن، بیخ، قاعده، پایه ها» به کار می‌ رود. در بیان معنای اصطلاحی اصول چنین می‌ گوییم: «اصول، به قواعد و قوانینی گفته می‌ شود که در برابر فروع قرار دارد که هر علمی بر چنین پایه هایی استوار می‌ ‌شود.»
اصول تربیتی، قواعد کلی تربیتی هستند که از مقایسه مبانی و هدف های تربیت کشف می‌ ‌شوند. این قواعد دستورالعمل هایی هستند که راهنمای عمل مربی قرار می‌ گیرند و در واقع منبعی برای روش ها به شمار می‌ روند. برای مثال با دانستن این موضوع که رفتار انسان ها تابع شناخت و بینش آنان به امور است و با توجه به هدف پرورش اخلاقی یا اجتماعی فرد، اصل اعطای بینش پدید می‌ آید. به عبارت دیگر، اصول تربیتی به «قواعدی گفته می‌ شود که مربیان تربیتی با استفاده از آن می‌ توانند به موقع و در عین حال با روشن‌بینی کافی تصمیم بگیرند و وظایف تربیتی خود را به شکل رضایت‌بخشی انجام دهند.» این اصول تربیتی، همواره کار مربی را جهت می‌ دهد و به سمت هدف های مورد نظر می‌ کشاند؛ یعنی به مربی آگاهی می‌ دهد تا بداند که کیفیت و کمیت کار خویش را چگونه طرح‌ریزی کند.
بی‌تردید اصول و قوانین در یک نظام تربیتی، جایگاه ویژه ای دارد و این اصول براساس مبانی تربیتی پایه‌ریزی می‌ شود. از سوی دیگر، اصول تربیتی به صورت جعلی یا وضعی نیستند، بلکه از طریق کشف و جست‌وجو در مبانی تربیتی به دست می‌ آیند. باید دانست که اصول تربیت، نقطه اتصال میان مبانی و اهداف تربیت با روش های تربیتی در یک نظام کامل تربیت است که بدون تبیین اصول نمی‌ توان به روش های درست تربیتی دست یافت. پس در یک نظام تربیتی می‌ توان عناصر آن را، با توجه به اهمیت آنها این‌گونه رتبه‌بندی کرد:
1. مبانی تربیتی؛
2. اهداف تربیتی؛
3. اصول تربیتی؛
4. روش های تربیتی.
در نظام و مکتب تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانند مکتب تربیتی اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم)، اصول و قوانین تربیتی از متن حقایق قرآنی و وحیانی گرفته شده است که در فرآیند تعلیم و تربیت به آن توجه می‌ شود. بدیهی است متصدیان تربیتی دوران ظهور باید چنین اصولی را در سرلوحه برنامه های تربیتی خود قرار دهند. با بررسی منابع اسلامی و دینی و کنکاش در آیه ها و روایت های گوناگون می‌ توان چنین گفت که جامع‌ترین اصول تربیت در نظام ارزش‌مند تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عبارتند از:

الف) اصل توحیدمحوری

خداگرایی و توجه به توحید را می‌ توان ریشه و روح همه اصول تربیت دانست. توجه به خداوند و فرمان های الهی، اصلی است که نظام های تربیتی توحیدی را از غیر جدا می‌ سازد و به جای حاکمیت هوا و هوس، احکام الهی را بر متن و جوهره تربیت تزریق می‌ کند. اصلی‌ترین وظیفه پیامبران که همگی بزرگ‌ترین متصدیان تربیتی بشریت بوده‌اند، همان توجه دادن مردم به ذات مقدس پروردگار و دور کردن آنها از پرستش طاغوت و شرک بوده است. آنان این اصل را خدشه‌ناپذیر برای خود می‌ دانستند. قرآن کریم خدامحوری و دعوت کردن مردم به توحید را از مهم‌ترین برنامه های پیامبران الهی می‌ داند و در این‌باره چنین می‌ فرماید:
«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ»؛
و در حقیقت، در میان هر امتى فرستاده‏اى برانگیختیم [تا بگوید:] خدا را بپرستید و از طاغوت [فریبگر] بپرهیزید.
در واقع چنین می‌ توان گفت که انسان برای دست یافتن به یک تربیت الهی و توحیدی و به جای آوردن وظیفه خلیفه اللهی خود پا به عرصه این جهان گذاشته است. چنان‌که قرآن کریم هدف اصلی خلقت را بندگی و عبادت خداوند بزرگ می‌ داند:
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»؛
و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آن‌که مرا بپرستند.
تربیت اسلامی و قرآنی می‌ کوشد تا انسان ها را با خالق خود آشنا سازد تا آنان به وظایف بندگی خویش آشنا شوند و هر چه بیشتر خود را به اخلاق الهی بیارآیند، همان‌گونه که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)، در این باره می‌ فرماید:
أفضل الإیمان أن تعلم أنّ الله معک حیث ما کنت؛
برترین ایمان آن است که بدانی هر جا باشی خدا با تو هم‌راه است و بر تو اشراف دارد.
با توجه به چنین اصل ارزش‌مند اسلامی، در نظام تربیتی مهدویت نیز خدامحوری و توحید مداری در رأس برنامه های تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار می‌ گیرد. آن حضرت برنامه های تربیتی فاسد و طاغوتی را ویران کند و برنامه منظم تربیت الهی را بنا خواهند کرد. در این برنامه تربیتی، اندیشه های لیبرالیستی، اگزیستانسیالیستی، اومانیستی و مانند آنها ـ که همان دنیاپرستی صرف و مقدم کردن اغراض شوم نفسانی بر فرمان الهی و دور ساختن انسان ها از وحی و سعادت است ـ جایی نخواهد داشت. هر فعالیت تربیتی و آموزشی بر محور احکام و فرمان های اسلامی و قرآنی که به سعادت انسان می‌ انجامد، تنظیم می‌ شود. بی‌شک می‌ توان چنین گفت که اصلی‌ترین و کلیدی‌ترین عامل مخالفت دشمنان حقیقت و استعمارگران عالم، با نظام تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که آنان دوست ندارند که اصل خدامحوری و حاکمیت احکام و فرمان الهی بر جهان حاکم شود. این در حالی است که وجود مقدس امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، یک مکتب تربیتی توحیدی را برای جهانیان به ارمغان خواهند آورد و در سایه این اصل نورانی، بشریت را در مسیر هدایت و سعادت و کمال جویی رهسپار می‌ سازند. امام باقر (علیه السلام) در تأویل و تفسیر آیه: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه»، این آیه را مربوط به حاکمیت توحید و احکام الهی توسط حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در عالم می‌ دانند و خدامحوری و از میان بردن شرک و نفاق را از برنامه های اصلی آن حضرت معرفی می‌ کنند و در این باره چنین می‌ فرماید:
تأویل این آیه هنوز نیامده است و هرگاه قائم ما قیام کند، آنکس که زمان او را در یابد، تأویل این آیه را می‌ بیند و هر آینه دین محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) و آیین توحیدی به هر کجا که شب می‌ رسد، تسلط می‌ یابد و در روی زمین اثری از شرک نخواهد ماند، همان‌گونه که خداوند وعده کرده است.
وجود مقدس امام کاظم (علیه السلام) درباره توحید محوری در نظام تربیتی مهدوی چنین می‌ فرماید:
چون آن حضرت ظهور نماید، اسلام را بر یهودیان و مسیحیان و ستاره پرستان و بی دینان و مرتدان و کافران در شرق و غرب عالم عرضه می‌ کند، هرکس از روی تمایل اسلام را پذیرد، او را به نماز و زکات و انجام دستوراتی که بر هر مسلمانی واجب است، مکلف می‌ سازد و هر کس تن به پذیرش اسلام ندهد، کشته می‌ شود، به گونه ای که در سراسر جهان جز موحد و یکتا پرست کسی باقی نمی‌ ماند و توحید سراسرعالم را فرا می‌ گیرد.

ب) اصل آخرت‌گرایی

در نظام جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دنیا وسیله ای برای رسیدن به آخرت انسان قلم‌داد می‌ شود. زندگی و حیات دنیوی، مزرعه ای برای جهان آخرت آدمی است. بنابراین، تربیت‌شونده به خوبی در می‌ یابد که تمامی رفتارهای او، مستقیمأ در زندگانی اخروی او تأثیر می‌ گذارد. دین مقدس اسلام بر خلاف مکتب های تربیتی مادی گرا مانند لیبرالیست ها، اومانیست ها و اگزیستانسیالیست ها که جهانی ماورای این دنیا را نمی‌ پذیرند، انسان را فقط برای استفاده هر چه بیشتر از لذت های دنیا تربیت نمی‌ کند. دین اسلام از انسان می‌ خواهد با انجام وظایف الهی، خود را برای زندگانی در جهان دیگر آماده کند. این در حالی است که در مکتب های منحرف تربیتی و ضد سعادت انسانی، انسان را مخلوق طبیعت و بدون هیچ مبدأ و معادی می‌ دانند و نتیجه این تفکر غلط و شیطانی چیزی جز دور کردن بشریت از سعادت ابدی و معنویت و اخلاق نیست. برای مثال دانش‌مندان این مکاتب مادی در مورد زندگی انسان چنین می‌ گویند:
زندگی آدمی، حاصل سلسله واکنش های شیمیایی ترکیبی است که به صورت تدریجی روی داده است و سازمان ماده بی جان را رفته رفته به ترازهای عالی‌تری رسانده است. در آغاز، اتم ها، مواد مرکب ساده به وجود آورده‌اند و از این مواد مرکب ساده، مواد مرکب پیچیده‌تری به دست آمده است و سرانجام به صورت سلول های زنده (انسان) سازمان یافته‌اند...
قرآن کریم این ایده نادرست انسان های مادی و دنیاپرست را، سبب هلاکت و عذاب دردناک اخروی معرفی کرده است و در این باره چنین می‌ فرماید:
«وَقَالُواْ إِنْ هِی إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ... قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ...»؛
و گفتند: «جز زندگى دنیاى ما [زندگى دیگرى] نیست و برانگیخته نخواهیم شد.»... همانا کسانی که دیدار خدا را انکار کردند، خسارت و زیان دیدند.
بر اساس تفکر و منطق تربیتی اسلام ناب، انسان برای جهانی دیگر خلق شده است و این دنیا و سرای مادی، فرعی برای دنیای دیگر به شمار می‌ رود و انسان ها نیز باید با یافتن تربیت الهی و توحیدی، لیاقت دست یافتن به کمالات و پاداش های اخروی را پیدا کنند. قرآن کریم، این دنیا را جهانی بی ارزش و زوال یافتنی می‌ داند و حیات اخروی را، زندگانی جاودان، هم‌راه با خیر واقعی معرفی می‌ کند و در این باره چنین می‌ فرماید:
«وَمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیرٌ لِّلَّذِینَ یتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ»؛
و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست، و قطعاً سراى بازپسین براى کسانى که پرهیزگارى مى‏کنند بهتر است. آیا نمى‏ اندیشید؟
در مکتب تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، هر چند بهترین و کامل‌ترین برکت های مادی نصیب مردم می‌ شود و جوامع بشری در کنار نور معنویت و اخلاق از نعمت های دنیوی نیز بهره‌مند می‌ شوند، ولی با این توصیف ها، در چنین مکتبی، انسان های با ایمان در پرتو تربیت اسلامی، به آخرت توجه کامل دارند و همه اعمال و فعالیت های دنیوی خود را با گرایش اخروی انجام می‌ دهند. در نظام تربیتی مهدوی، آن‌چنان بینشی در قلب وجان مردم جهان به وجود می‌ آید که به روز قیامت و جهان آخرت اعتقاد کامل دارند. در این هنگام است که بشریت در پی انجام وظایف شرعی و انسانی خویش هستند و کسی حقوق دیگران را پایمال نمی‌ کند؛ زیرا آنان با تربیت مهدوی به خوبی می‌ دانند که روزی باید در پیشگاه خداوند رحمان، جواب‌گوی رفتارهای دنیوی خویش باشند. بی‌تردید وقتی در جامعه انسانی، اصل آخرت‌گرایی به صورت فراگیر در میان انسان ها نهادینه شود، بهترین و گواراترین سعادت دنیوی و اخروی نصیب مردم خواهد شد و اخلاق انسانی و معنویت کامل در میان انسان ها به وجود می‌ آید. چنان‌که در دعا برای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، درباره آخرت‌گرایی و داشتن زندگی پربار اخروی به واسطه دولت آن حضرت، چنین می‌ گوییم:
وامنن علینا بمتابعته و اجعلنا فی حزبه القوّامین بأمره الصابرین معه الطالبین رضاک بمناصحته حتی تحشرنا یوم القیامة فی أنصاره و أعوانه... و تجعلنا فی الجنّة معه...؛
و خدایا با متابعت از او بر من منت گذار و مرا از زمره حزب او و قیام کنندگان به امر او و صابرین با او و کسانی که رضای تو را می‌ طلبند قرار بده تا اینکه ما در قیامت در یاران و اعوان او باشیم و در بهشت نیز هم‌راه وی باشیم... .

ج) اصل تعدیل در گرایش ها

در نظام تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گرایش ها و خواست های انسان ها تعدیل می‌ شود. به گونه ای که تربیت‌شونده از افراط و تفریط در رسیدن به خواسته ها و غرایزش می‌ پرهیزد. بی‌شک در وجود انسان غرایز گوناگونی وجود دارد که لازمه زندگی انسان است؛ یعنی انسان به سبب چنین گرایش های خدادادی است که می‌ تواند زندگی شایسته و سعادت‌مندانه ای داشته باشد. اگر میل هایی هم‌چون میل به آب و غذا، میل به خواب، میل به کمال، میل به عزت‌طلبی، میل به جاودانگی و مانند آن در وجود انسان قرار داده نمی‌ شد، زندگی آدمی به سستی می‌ گرایید.
باید چنین گفت که موتور فعالیت ها و کنش های انسان ها از همین امیال درونی سرچشمه می‌ گیرد و این غرایزند که آدمیان را به جنب و جوش و کارهای ارادی وا می‌ دارد و «اصولاً اراده، تبلور امیال است و در انسان کششی فطری به امری وجود دارد و این میل در شرایط ویژه ای شکل می‌ گیرد و به تحقق اراده در نفس منتهی می‌ گردد.
بر هم زدن تعادل گرایش های انسان یکی از ضربه های محکمی بود که مکتب های انحرافی غربی به انسانیت وارد کردند، برای مثال، این مکتب ها با هدایت میل جنسی و مانند آن به سمت غرض های حیوانی، انسان را از دایره انسانیت و کمال‌جویی واقعی خارج ساختند که نمونه آشکار آن در دوران رنسانس و دنیای مدرنیته غربی به چشم می‌ خورد. اسلام برخلاف چنین مکتب هایی می‌ کوشد تا انسان را از غرق شدن و توجه افراطی و بدون حد و مرز به خواسته های درونی و نفسانی نجات دهد. اسلام این خواسته ها را در چارچوب دستورهای شرعی و عقلی قرار می‌ دهد تا آدمی به سوی سعادت و کمال گام نهد. چنان‌که قرآن کریم، پس از یادآوری برخی خواسته های پست در انسان، تقوا و پرهیزکاری و رعایت حدود الهی در بهره‌وری از این گرایش ها را عامل عامل سعادت و رستگاری حقیقی آدمی می‌ داند و در این باره چنین می‌ فرماید:
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ * قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ»؛
دوستىِ خواستنی ها [ى گوناگون] از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏هاى نشان‌دار و دام ها و کشتزار [ها] براى مردم آراسته شده، [لیکن] این جمله، مایة تمتّع زندگى دنیاست، و [حال آن‌که] فرجام نیکو نزد خداست* بگو: «آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم؟ براى کسانى که تقوا پیشه کرده‏اند، نزد پروردگارشان باغ هایى است که از زیر [درختانِ] آنها نهرها روان است؛ در آن جاودانه بمانند، و همسرانى پاکیزه و [نیز] خشنودى خدا [را دارند] و خداوند به [امور] بندگان [خود] بیناست.»
در مکتب تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در مرحله نخست، در میان خواسته ها و گرایش های انسان اعتدال برقرار می‌ شود. در مرحله بعد، انسان ها به گونه ای تربیت می‌ ‌شوند که در بهره‌وری از گرایش ها و غرایز درونی هم‌چون میل به خوردن، میل به جنس مخالف، میل به خواب و... نیت الهی و توحیدی داشته باشند. به گونه ای که از هر افراط و تفریطی در ارضای این غرایز می‌ پرهیزند و راه کمال معنوی را می‌ پیمایند تا به سعادت و نعمت های والای خداوند دست یابند. حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام)، استفاده درست از غرایز خدادادی و رعایت اعتدال شرعی و عقلی این خواسته ها را که نتیجه آن از میان رفتن ظلم و تعدی و فساد در جهان است، از ویژگی های نظام تربیتی مهدوی می‌ داند و می‌ فرماید:
حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمان روایان خود را به تمام کشورها می‌ فرستند تا عدالت را در میان مردم برقرار سازند. در آن زمان گرگ و گوسفند در یک مکان زندگی می‌ کنند. ربا برداشته می‌ شود، فحشاء از میان می‌ رود، شراب‌خواری و خودنمایی محو می‌ شود، مردم به اطاعت و عبادت خداوند روی می‌ آورند، دین رونق می‌ یابد، نماز با جماعت خوانده می‌ شود، عمرها طولانی و امانت ها رعایت می‌ شود، درختان پرثمر می‌ شود و... از دشمنان اهل بیت کسی باقی نمی‌ ماند.

د) اصل توجه به آزادی مشروع انسان

در مکتب قرآنی مهدوی، انسان ها می‌ توانند از آزادی های مشروع خود به شکلی کامل استفاده کنند و کسی حق ندارد که آنان را از چنین نعمت بزرگ الهی محروم سازد. انسان آزاد خلق شده است و اجازه دارد که با مقدم نمودن معیار های عقل و شرع مقدس، با نهایت آزادی، بهترین مسیر را برای زندگی خود برگزیند. نعمت آزادی که اسلام از آن سخن می‌ گوید نیز همین است. به عبارت دیگر، خدا به انسان چنین حقی را داده است که بتواند از نعمت های الهی هم‌چون خوراک، پوشاک، مسکن و... به گونه ای شایسته بهره‌برداری کند و مسیر سعادتش را به دست خود رقم زند. کسی هم نمی‌ تواند به چنین حریم انسانی تعدی کند. چنان‌که قرآن کریم از یک‌سو، خلقت و آفرینش همه نعمت های موجود در زمین را برای انسان ها می‌ داند و می‌ فرماید:
«هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً»؛
اوست آن کسى که آن‌چه در زمین است، همه را براى شما آفرید.
از سوی دیگر نیز از انسان ها خواسته است که از این نعمت های الهی (به نحو شایسته) استفاده کند و شکرگزار چنین پروردگار مهربانی باشد:
«کُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّکُمْ وَاشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ»؛
از روزىِ پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید. شهرى است خوش و خدایى آمرزنده.
بدون تردید، آن آزادی بی‌حد و مرزی که جهان مدرنیسم غربی و شیفتگان فرهنگ لیبرالیستی از آن سخن می‌ گویند، از نظر اسلام و مکتب وحی پذیرفتنی نیست؛ زیرا این نوع آزادی است که انسان را از هر قید و بندی رها می‌ کند و اسیر شهوت و هوای نفس خود می‌ سازد. همین آزادی اومانیستی است که باعث می‌ شود آدمی آیات الهی را انکار کند و به جای شکر نعمت های الهی، با تمام وجود در برابر احکام الهی بایستد. در مکتب تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز همانند مکتب اسلام ناب، آزادی های شیطانی، از میان برداشته می‌ شود. به گونه ای که انسان ها هر کدام به سهم خودشان و در حد ظرفیت، از امکانات الهی و خدادادی بهره‌مند خواهند شد؛ یعنی براساس طبق موازین عقلی و شرعی، این حق را خواهند داشت که آزادانه و بدون هیچ فشاری، در این کره خاکی زندگی شرافتمندانه ای داشته باشند. در دوران مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌ توان این انتظار را داشت که بندگان خداوند، با آزادی مشروع و معقولی که در آن فضای معنوی و نورانی به وجود می‌ آید، به راحتی بتوانند از آن‌چه برای یک زندگی دنیوی لازم است، بهره گیرند و در نتیجه، بهترین و ایده‌آل‌ترین آزادی مشروع و معقول انسان در دید جهانیان پدیدار می‌ شود که این همان عدالت مهدوی است. چنان‌که امام صادق (علیه السلام) درباره چنین آزادی مشروع انسان ها و رسیدن افراد به حقوق خود می‌ فرماید:
إذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی أیّامه الجور و آمنت به السبل و أخرجت الأرض برکاتها و ردّ کلّ حقّ إلی أهله...؛
هرگاه قائم قیام کند، به عدالت حکمرانی می‌ کند و در ایامش، ستم و جور از میان می‌ رود و راه ها امنیت می‌ یابند و زمین برکاتش را خارج می‌ سازد و هر حق (مشروعی) به صاحبش باز خواهد گشت.

هـ) اصل جامع نگری در تربیت

توجه به همه خبرهای تربیت‌شونده، از اصول تربیت در مکتب تربیتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. انسان به گونه ای آفریده شده است که از جنبه های گوناگون وجودی بهره‌مند می‌ شود که عبارتند از: جسمانی، معنوی، اخلاقی، عقلانی، عاطفی و اجتماعی. در تربیت کامل انسان باید به همه این جنبه ها توجه کرد. در فرآیند تربیت صحیح و ریشه ای تربیت‌شونده، اگر فقط به یک جنبه توجه شود با انسانی ناقص و تک‌بعدی روبه‌رو خواهیم بود. چنین نابرابری در توجه به جنبه های وجودی انسان در نظام های به ظاهر تربیتی غربی دیده می‌ شود. در این نظام ها بیشتر به بعد جسمانی و اجتماعی انسان توجه می‌ شود و از جنبه های روحانی و عاطفی انسان خبری نیست. برای مثال در مکتب اومانیستی (انسان مداران افراطی)، انسان را در جنبه جسمانی خلاصه می‌ کنند و او را از معنویت و وحی و اخلاق الهی جدا می‌ سازند. درباره ماهیت او نیز چنین می‌ گویند:
انسان همانند دیگر اجزای جهان، موجودی خودپیدا است. بنابراین آفریدگاری ورای خود او نمی‌ توان برای پیدایش او در نظر گرفت. انسان پدیده ای کاملأ طبیعی است که بر اساس قانون تطور و تحول مستمر و مداوم پدید آمده است و طرح و نقشه پیشین و اراده و تدبیر پسینی ندارد. انسان از هرگونه التزام و تکلیفی نسبت به غیر خود و انسانیت آزاد است و تنها در بند التزام به انسان و انسانیت (خود)می‌ باشد. انسان با اتکا به نیروی حس و عقل و اراده خویش، به کشف واقعیات عالم هستی و اداره زندگی و تأمین سعادت خود فائق می‌ آید و در این راستا از هر عاملی تحت عنوان فطرت و یا تصورات فطری بی نیاز است و اساسأ چیزی به نام فطرت وجود ندارد.
هنر دین مقدس اسلام این است که بر خلاف چنین منش های افراطی و نادرستی، در امر تربیت انسان، به تمامی جنبه های انسان نظر دارد و انسانی را کامل و سعادتمند می‌ داند که به قدر نیاز به تمامی جنبه های جسمی، معنوی، اخلاقی، عاطفی، عقلانی و اجتماعی رسیدگی کند تا هم به سعادت دنیوی وهم به سعادت اخروی دست یابد. چنان‌که قرآن کریم، از ما می‌ خواهد که در عین توجه به دنیا و جنبه های جسمانی و مانند آن، به بعد اخروی و روحانی و عاطفی خود نیز توجه کنیم:
«وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الإخِرَةَ وَلاَ تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیکَ وَلاَ تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الأرْضِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»؛
و با آن‌چه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و هم‌چنان‌که خدا به تو نیکى کرده نیکى کن و در زمین فساد مجوى که خدا فسادگران را دوست نمى‏ دارد.
تربیت انسان در مکتب تربیتی مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز، با الهام از اصول تربیتی اسلامی، در همه جنبه ها صورت می‌ گیرد. به گونه ای که بشریت در همه جنبه های وجودیشان به رشد کامل می‌ رسند. در چنین مکتبی است که همه نیازهای جسمی، روحی، عاطفی و... (به ویژه در بعد روحانی و معنوی) بشریت برطرف می‌ شود و انسان ها طعم یک زندگی آرام را به خوبی احساس می‌ کنند. باید گفت آن‌چه شایسته یک انسان کامل در جنبه های گوناگون تربیتی است، به واسطه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دست خواهد آمد. چنان‌که در دعا برای آن حضرت، از خداوند می‌ خواهیم که همه نیازهای مادی و معنوی ما را ـ که همان رشد و تکامل در همه جنبه های تربیتی است ـ به واسطه آن حضرت و نظام تربیتی او برطرف سازد تا بدین وسیله انسان های با ایمان، به سعادت ابدی دست یابند:
... وامنن علینا برضاه و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ماننال به سعة من رحمتک و فوزاً عندک و اجعل صلاتنا به مقبولة و ذنوبنا به مغفورة و دعائنا به مستجاباً و اجعل أرزاقنا به مبسوطة و همومنا به مکفّیة و حوائجنا به مقضیّة...؛
و به واسطه رضایت (حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) بر ما منت گذار و مهربانی و رحمت و دعا و خیر او را به ما عطا گردان تا ما با آن به رحمت واسعه تو دست یابیم و در نزد تو به سعادت رسیم و بواسطه آن حضرت، نماز ما را بپذیر و از خطای ما بگذر و دعای ما را مستجاب کن و رزق و نعمت را بر ما وسیع قرار بده و نگرانی های ما را مرتفع کن و همه نیازها و حوائج(روحی و جسمی) ما را برطرف ساز... .
غلامرضا صالحی