ارزشیابی چیست؟

 

وظایف ، تاریخچه ، اهداف و انواع ارزشیابی

وظایف گروه بهبود ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

با توجه به تغییر ساختارعملکرد گروههای آموزشی دبیرخانه بهبود و کیفیت بخشی  به فرآیند ارزشیابی پیشرفت تحصیلی با وظایف زیر شروع به فعالیت نمود.

وظایف زیر: کارپژوهشی و تحقیقی خود را آغاز کرد و این اهداف عبارت بودند از :‌

1- ایجاد زمینه مناسب برای آشنایی معلمان با اصول و فلسفه ارزشیابی

2- ایجاد زمینه مناسب برای آشنایی معلمان با شیوه های ارزشیابی

3- بستر سازی مناسب برای‌ آشنایی معلمان با ارزشیابی تحصیلی و تربیتی

4- آسیب شناسی از ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تدوین و ارائه ی گزارش علمی و تحلیلی .

                پیرامون هدف اول که ایجاد زمینه مناسب برای آشنایی معلمان با اصول و فلسفه ارزشیابی است ابتدا به تاریخچه ی ارزشیابی می پردازیم.

تاریخچه ارزشیابی :

                از گذشته های بسیار دور تا کنون، افرادی که با تدریس و آموزش سرو کار
داشته اند،‌برای پی بردن به میزان موفقیت فراگیران خود از مطالب و محتوای آموزش داده شده ، به صورت های مختلف از ارزشیابی استفاده کرده اند. اجرای آزمون خدمات اجتماعی از سه هزار سال پیش در چین آغاز شد. در این زمان یکی از امپراطوران تصمیم گرفت شایستگی مأموران خود را بسنجد. از آن پس، کسانی به مشاغل دولتی منصوب
 می شدند که نمره های خوبی در موسیقی، ‌سوارکاری، حقوق مدنی، نویسندگی اصول کنفسیوس و آگاهی از تشریفات می گرفتند بر پایه منابع تاریخی در ایران در زمان شاپور، پادشاه ساسانی ،‌ در جندی شاپور برای دانشجویان پزشکی چنین آزمونی انجام می شد. در اواخر دوره زندیه برای آن که مسلم گردد اطفال ، شرعیات و تعلیمات دینی را فراگرفته اند امتحان آخر سال درحضور علما، رجال شهر و اولیاء‌ آنها به صورت شفاهی برگزار می شد. در دوره قاجار، معلمان هر روز از شاگردان درس پرسیده وتوانایی آنها را از طریق امتحان ارزشیابی می کردند. آنچه مسلم است ارزشیابی های انجام گرفته درگذشته، به طور عمده و به صورت شفاهی و یا علمی بوده که به نوبه خود نقش بسیار مؤثری در افزایش مهارت سخنوری و کاراین افراد داشته است. در مدارس قدیمی روم و یونان نیز امتحان شامل بیان شعر با صدای بلند و با ارایه سخنرانی بوده است. تا قرن نوزدهم امتحانات کتبی ناشناخته بود شاید بتوان تلاش های انجام گرفته در سال 1854 درمدارس بوستون آمریکا را به عنوان یکی از اولین تلاش ها برای استفاده از اندازه گیری در امر ارزشیابی به حساب آورد. در این حرکت سعی شد تا نمرات دانش آموزان به مثابه منبعی جهت ارزشیابی برنامه های آموزشی به کار گرفته شود و به این ترتیب امتحانات کتبی رایج گردید.

                در کشور ما سالهای سال ارزشیابی تحصیلی از یک سنت خاصی پیروی کرده است. از بررسی آیین نامه ها و دستورالعمل ها که توسط نهاد عالی سیاست گزاری یعنی شورای عالی و آموزش و پرورش ( در آغاز شورای عالی معارف و سپس شورای عالی فرهنگ ) تصویب شده است. ( از سال 1303 تاکنون) رویکردی یکسان دیده می شود . ارزشیابی مبنی برامتحان ( کتبی و شفاهی) پرسش کلاسی که آن هم نوعی امتحان است، با ملاک های نمره 20، در این روند هشتاد ساله وجود داشته است.

                تاریخچه ی نظام های آموزشی در مقوله ی ارزشیابی کیفی و جامع از
دانش آموزان بسیار لاغر اندام مانده است. در حالی که در زمینه ی ارزشیابی از
مهارت های ساده و دانش حافظه ای بسیار فربه است .

تعاریف ارزشیابی:

1- ارزشیابی عبارت است از فرآیند کسب اطلاعات و کاربرد آن برای داوری هایی که به نوبه ی خود در تصمیم گیری مورد استفاده قرار میگیرد.« آقای تن برینگ 1974»

2- گرد آوری واستفاده از اطلاعات برای تصمیم گیری در باره برنامه آموزشی« کرونباخ 1963»

3- فرآیند جمع آوری و تفسیر نظام دار شواهدی است که در نهایت به قضاوت ارزشی با چشم داشت به اقدامی معین بیانجامد. « بیبای به نقل از ولف»

4- فرآیندی منظم برای تعیین میزان دستیابی به اهداف عینی آموزشی به وسیله
دانش آموزان است. « گرون لاند 1976 »

5- سنجش ( Assesment ) فرآیند گردآوری اطلاعات در باره ی پیشرفت تحصیلی
دانش آموزان و بازخورد دادن به آنان برای آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود و بهبود کیفیت یادگیری و قضاوت در باره اثر بخشی تدریس و کفایت برنامه های آموزشی است. سنجش بخش جدایی ناپذیر و محور اصلی فرآیند یاددهی و یادگیری است. آموزش مطلوب بدون سنجش کارآمد، امکان پذیر نیست. « دکتر حسن پاشا شریفی»

                واژه ی ارزشیابی به معنای یافتن ارزشهاست. یافتن آن چه نه در زمان محدود، بلکه در فرآیند آموزش وتلاش برای یادگیری و آموختن حاصل می شود.

 


اهداف و ضرورت ارزشیابی :

1- میزان تحقق هدف ها را مشخص کند.

2- مشکلات را تشخیص و نقاط قوت و ضعف را بنمایاند.

3- اطلاعاتی در باره ی آنچه که هست وآن چه باید باشد فراهم کند.

4- مقاومت در مقابل تغییرات را به فعالیت مولد تبدیل کند.

5- مشارکت افراد ذینفع را ایجادکند.

                دکتر عباس بازرگان موارد زیر را از منظورهای ارزشیابی آموزشی ذکر می کند:

1- نمایان ساختن این که نظام آموزشی، دوره ی آموزشی ، برنامه درسی، . . . ، تا چه حد انتظارات را برآورده است، معمولاً این نوع ارزشیابی برای تصمیم گیری به کار می رود.

2- متقاعد ساختن افراد ذی ربط در باره ی نظام آموزشی، این نوع ارزشیابی برای
پاسخ گویی بکار برده می شود.

3- فراهم آوردن موقعیتی برای آموزش کارکنان در باره ی ابعاد مختلف نظام، برنامه مورد ارزشیابی.

4- جست و جو کردن و تبیین ارزش و اهمیت عامل های مورد ارزشیابی.

                به هر حال در این که ارزشیابی صرفه اقتصادی دارد و موجب مهار برخی از پیامدهای ناخواسته می شود تردیدی وجود ندارد.

* یکی از اهداف مهم آموزش که باید بر اساس آن ارزشیابی صورت گیرد، آموختن برای زیستن برای درجمع زیستن و برای بهتر زیستن است.

                به طور کلی دو نوع ارزشیابی پیشرفت تحصیلی وجود دارد:

 1- کلی 2- رفتاری که هدفهای کلی همان هدف های غایی یا آرمانی هستند که معمولاً توسط برنامه ریزان در سطح وزارت تهیه می شوند. در مقابل این غایت ها، ‌نوع دیگری هدف که به آن رفتاری( دقیق، عینی، جزیی، آموزش ) گفته می شود، وجود دارد که به طور معمول توسط معلمان و متخصصان آموزشی با توجه به غایت های کلی و با استفاده از محتوای درس های مختلف تهیه می شوند. هدف های دقیق آموزشی برخاسته از اهداف کلی هستند، عملکرد یادگیرندگان با توجه به این گونه هدفهای دقیق سنجش می شود و ملاک قضاوت موفقیت معلمان و یادگیرندگان نیز همین هدف ما هستند.

 

نمودار زیر چگونگی این دو نوع هدف و ارتباط آنها را نشان می دهد:

نیاز جامعه

موضوع درسی

نیاز دانش آموز

 

 

 

 

 

هدف های کلی موقتی:

1- روان شناسی پرورشی

2- فلسفه پرورشی

 

هدف های کلی نهایی

هدفهای دقیق آموزشی

تفاوت ارزشیابی و اندازه گیری :

                غالباً در محافل و مباحث غیر علمی و بعضاً علمی، مفاهیم ارزشیابی با اندازه گیری به صورت معادل فرض می شوند، در حالی که این مفاهیم با وجود مشابهت ها و استفاده از یکدیگر و برخی روش های یکسان دارای تفاوت و اساسی از حیث هدف و کاربرد هستند که در اینجا  به این تفاوتها و رابطه آنها به صورت اجمالی می پردازیم.

اندازه گیری عبارت است از عمل فرآیند اندازه گرفتن. اندازه گیری اساساً یک فرآیند غیر ارزشی است چرا که به آنچه اندازه گرفته شده است هیچگونه ارزشی تعلق نمی گیرد اندازه گیری طول بیانگر آن نیستند که آنچه اندازه گرفته شده است،‌ ارزش دارد، اینها صرفاً خصوصیات مورد نظر هستند به همین طریق اندازه گیری ویژگیهای روانی در علوم رفتاری، نظیر دانش، خوی، روان رنجوری، نگرش در زمینه پدیده های مختلف، حل مسئله و استدلال مکانیکی، به خودی خود به این ویژگی ها ارزش نمی بخشد. در ارزشیابی درست برعکس این مسئله صادق است و آن خصوصیات اصلی که مطالعه می شود دقیقاًَ به این علت انتخاب شده اند که معرف ارزش های آموزشی هستند . در هدفها مشخص شده است که می خواهیم در پی مواجه کردن فراگیر با مجموعه ای از تجارب آموزشی چه چیزی را در او ایجاد کنیم؟  هدف ها می توانند شامل پیشرفت تحصیلی ، نگرش در
 باره ی آنچه یاد گرفته می شود ، شامل پیشرفت تحصیلی، نگرش در باره آنچه یاد گرفته
می شود، عزت نفس و مجموعه ای از بازده های مطلوب دیگر باشند. چنین یاددهی هایی علاوه بر آنکه مورد توجه اند ارزش های آموزشی نیز هستند بنابراین اگر چه متخصصان ارزشیابی و اندازه گیری اغلب به اقدامات مشابهی نظیر جمع آوری نظامدار اطلاعات در باره ی عملکرد فراگیر اشتغال دارند، ولی از نظر ارزشی که به مسئله مورد اندازه گیری داده می‌شود، با هم تفاوت اساسی دارند.

                دومین تفاوت مهم بین ارزشیابی و اندازه گیری به هدف مورد توجه آنها
مربوط می شود.

                اندازه گیری در آموزش بنابر سنت و تاریخچه آن، به منظور مقایسه افراد از لحاظ ویژگی های معین انجام می گیرد مثلاً ممکن است که دو فراگیری از لحاظ درک مفهوم متن با یکدیگر مقایسه شوند. برای انجام این کار یک متن واحد را به هر دو فراگیر
 می دهند و می بینند که هر یک چند پاسخ صحیح داده است. چون آزمون داده شده به هر دو نفر یکسان است، اساسی برای مقایسه وجود دارد. این شیوه سنتی اندازه گیری است. در ارزشیابی کارآیی یک برنامه است که مورد توجه قرار می گیرد. در چنین حالتی هیچ لزومی ندارد که از همه فراگیران آزمونی واحد به عمل آید. در واقع در بعضی موارد، احتمالاً بهتر است که افراد به مجموعه پرسشهای کاملاًُ متفاوتی پاسخ دهند. اطلاعات بدست آمده را می توان با آنچه از فراگیران دیگر به دست می آید ترکیب و برای توصیف عملکرد تمام گروه آنها را خلاصه کرد چنین شیوه ای فرآیند جمع آوری اطلاعات را کارآمد می سازد. نکته ی درخور توجه آن است که ارزشیابی و اندازه گیری دو هدف مختلف را دنبال می کنند: ارزشیابی به دنبال توصیف تأثیرات عملهای آموزشی است در حالی که اندازه گیری به دنبال توصیف و مقایسه افراد است در ارزشیابی ضرورتی ندارد که همه ی افراد به پرسش های یکسان پاسخ دهند و با تکالیف واحدی را انجام دهند.

در اصول برنامه ریزی درسی:

وظیفه معلم به عنوان ارزشیاب، دو اصل کلی را در بر می گیرد :

1- رشد گروهی و پیشرفت تحصیلی همة دانش آموزان را به عنوان یک گروه درسی مورد بررسی و مطالعه قرار می هد.

2- در جهت بررسی وضع هر یک از افراد یادگیرنده و تشخیص کمبودهای آموزشی و نقص هایی که مانع از پیشرفت تحصیلی هر کدام ازآنها وکشف علت های مهمی که سبب این کمبودها و نواقص شده اند، بکوشد.

 

هدف از تعلیم و تربیت :

                ایجاد تغییرات مطلوب در فراگیران است به عبارت دیگر در پایان یک واحد درسی( دوره آموزشی یا سال تحصیلی ) باید دانستنی ها، افکار، عادتها، گرایش های شاگردان در باره ی موضوع درسی، نسبت به بیش از آموزش، تفاوت پیدا کند و شاگردانی که این دوره را گذرانده اند با کسانی که این دوره را نگذرانده اند، تفاوتی جدا از تفاوت ظاهری و سنی داشته باشند. فعالیت ارزشیابی به مربی و برنامه ریز درسی کمک می کند تا این تفاوت ها و تغییرات ناشی از آموزش را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و در افزایش تغییرات مطلوب تلاش کند.

کارکردهای عمده ی ارزشیابی:

کارکردهای عمده ومهم ارزشیابی آموزشی ازنظر آیزنر 1979 (  E. W. Eisneer ) عبارتند از :‌

1- تشخیص : تشخیص به عنوان یک کارکرد ارزشیابی اغلب در زمینه های یادگیری های دانش آموزان مورد استفاده قرار می گیرد. تشخیص می تواند تلاش معلم برای تعیین عوامل و زمینه های مشکلات دانش آموزان به ویژه مشکلات یادگیری آنان ثمربخش
می سازد.

2- تجدید نظر در برنامه ریزی درسی :‌ دومین کارکرد مهم ارزشیابی ،‌ تجدید نظر و بازنگری در برنامه درسی می باشد. اسکریون از این فرآیند به نام ارزشیابی تکوینی یاد می کند که هدفش اصلاح و بهبود برنامه درسی است برنامه های درسی که از زمان طراحی تا بعد از اجرای آزمایشی و قبل از اجرای اصلی مورد ارزشیابی تکوینی قرار
می گیرند، ‌اعتبار بیشتری خواهند داشت و خطاها و اشتباهات بزرگ در آن ها وجود نخواهد داشت.

3- مقایسه کردن : سومین کارکرد ارزشیابی، مقایسه برنامه ها ، روش های تدریس وسایر جنبه های آموزشی از جمله سازماندهی می باشد. ارزشیابی ها ی تطبیقی یا مقایسه ای ،‌ ابزاری برای جایگزین سازی برنامه ها، روش ها یا انواع جدید و آزمایش شده ی آموزش هستند. البته این کارکرد بسیار ظریف می باشد و بررسی اعتبار و صحت یافته های حاصل از این نوع ارزشیابی بسیار دشوار است.

4- پیش بینی نیازهای آموزشی یا نیازسنجی : چهارمین کارکرد ارزشیابی، پیش بینی یا تشخیص نیازهای آموزشی است. مفهوم نیاز سنجی شامل فعالیتی می شود که از طریق شیوه های گوناگون گردآوری داده ها ( اطلاعات کمی) نیازهای مربوط به گروهی از فراگیران، کارکنان آموزشی و افراد جامعه را اندازه گیری می کند. در این نوع ارزشیابی بیشتر از طریق مصاحبه، پیمایش ، نگرش سنجی، به بررسی افکار و عقاید عمومی پرداخته یا با گردآوری بیانیه های گروه ها و احزاب اطلاعات مناسبی را به منظور سرمایه گذاری در آموزش وپرورش فراهم می کند. ذکر این نکته خالی از فایده نیست که اغلب نیازهای افراد وگروه ها تابعی از ارزش ها و نظام ارزشی و اعتقادی آنان است و
برنامه ریزی درسی و ارزشیابی آموزشی باید شناخت نسبتاً جامعی در مورد فلسفه و
 نظام های فکری رایج باشد تا بهتر بتواند به نتایج مورد نظر برسد.

5- تعیین میزان تحقق هدف ها : این کارکرد به طور سنتی بیشترین فایده را برای تئوری برنامه درسی دارد. در این حالت، ارزشیابی به منابة ابزاری جهت مشخص ساختن میزان تحقق اهداف تلقی می شود. برنامه های درسی باید هدف دار، روشن، قابل قبول و متناسب بوده تا امکان تحقق داشته باشند. تحقق چنین اهدافی باید با این ویژگی ها ،نسبت به اهداف مبهم و متعارض امکان اندازه گیری بیشتری دارد. در این شیوه بیشتر تأکید برعنصر هدف ها می شود و مدل های هدف مدار ارزشیابی آموزشی مانند : مدل تایلر نیز بر این کار کرد بیش از کارکردهای دیگر تأکید می کنند.

                درکتاب اندازه گیری و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تألیف علمی اکبر سیف انتشارات آگاه (1368) تعریف اندازه گیری به صورت زیر آمده است که اندازه گیری عبارت است از : بدست آوردن اندازه ها و اطلاعات مربوط به یک رفتار یا ویژگی خاص به صورت کمیت در واقع اندازه گیری نشان می هد که چه مقدار از یک صفت در یک شئی یا شخص مورد نظر وجود دارد.

 

تفاوت آزمون با اندازه گیری :

                آزمون یکی از وسایل اندازه گیری فعالیت های آموزشی و پیشرفت تحصیلی شاگردان است. اگر چه آزمون یکی از وسایل اندازه گیری آموخته های شاگردان در جریان فعالیت های آموزشی است. اما نمی توان مفهوم آن را با مفهوم اندازه گیری کاملاً‌ یکی دانست. زیرا آزمون ویژگی یا صفتی را مستقیماً اندازه گیری نمی کند،‌ بلکه فقط نمونه ای از تغییرات بالفعل را اندازه می گیرد. بنابراین مفهوم آزمون از مفهوم
اندازه گیری محدود تر است و معمولاً به سؤالاتی اطلاق می شود که در اختیار شاگردان قرار می گیرد تا به آن پاسخ گویند.

                در تعریف ارزشیابی نیز باید گفت اگر معلمی پس از اندازه گیری و بدست آوردن اطلاعات، کیفیت نتایج یا اطلاعات بدست آمده را مورد توجه قرار دهد وبه تجزیه و تحلیل آن بپردازد گفته می شود که او عمل ارزشیابی را انجام داده است. مثلاً هرگاه به توانایی کسی نمره بدهیم و این نمره را یادداشت کنیم، توانایی او را اندازه گیری کرده ایم ولی هرگاه این نمرات را تفسیر کنیم ،‌ یعنی آن ها را با معیارهای ویژه ای با ضوابط معینی مقایسه کنیم دیگر تنها عمل اندازه گیری را انجام نداده ایم، بلکه توانایی پیشرفت شاگردان را داوری کرده ایم. پس از ارزشیابی ، نوعی داوری در مورد فرد بر اساس اطلاعات معتبر است.

                با توجه به تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت که ارزشیابی پیشرفت تحصیلی عبارت است از فرآیندی منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدف های آموزشی.

                ارزشیابی از اندازه گیری معتبر تر است، چون اندازه گیری صرفاً یک توصیف کمی از رفتار یا تواناییهای شاگرد است، اما ارزشیابی هم توصیف کمی و هم توصیف کیفی از رفتار بدست می دهد. اما بدون نتایج یک اندازه گیری دقیق از رفتارعملکرد نمی توان ارزشیابی صحیحی انجام داد.

                در اینجا در راستای هدف دوم گروه بهبود و کیفیت بخشی به فرآیند ارزشیابی تحصیلی، تربیتی که ایجاد زمینه مناسب برای آشنایی معلمان با شیوه های ارزشیابی است به مبحث انواع ارزشیابی می رسیم.

 

انواع ارزشیابی :

                ارزشیابی فرآیند آموزشی را با توجه به زمان ارزشیابی و هدف های آن می توان به سه دسته ارزشیابی تشخیصی، ارزشیابی تکوینی ( Fomative  evaluation) و ارزشیابی با یانی  (‍Preassess  ment ) یا آزمون رفتاری ورودی انجام می دهند. بسیاری نیز ارزشیابی تشخیصی را به صورت ترکیبی از آزمون رفتار ورودی و پیش آزمون (Pretest‍) اجرا
 می کنند که این حالت مطلوب تر به نظر می رسد. زیرا ارزشیابی تشخیصی باید
وسیله ای باشد که میزان آگاهی شاگردان را در باره ی آنچه باید بیاموزند بسنجد. سؤالات مطرح شده در ارزشیابی باید به گونه ای تنظیم شود که رفتار ورودی و هدف های اجرایی درس جدید را در بر گیرد و مشخص کند که آیا شاگردان پیش نیاز درس جدید را به طور مطلوب آموخته اند یا نه یا از مفاهیم درس جدید چقدر آگاهی دارند. ارزشیابی تشخیصی علاوه بر اینکه معیار سنجش رفتار ورودی شاگرد است، وسیله ای است که به کمک آن می توان اولین گام آموزشی را بدقت معین کرد.

وظایف ارزشیابی تشخیصی :

1- ارزشیابی تشخیصی به منظور تعیین معلومات و رفتار ورودی

2- ارزشیابی تشخیصی به منظور کشف دلایل اصلی مشکلات شاگردان در یادگیری

3- ارزشیابی تشخیصی به منظور معلومات و رفتار ورودی و کشف علل مشکلات شاگردان در یادگیری:

الف) تشخیص شاگردانی که مشکل یادگیری دارند.

ب) تشخیص نکات ضعیف و ترمیم آنها

ج) کشف علل اشتباهات شاگردان:

* عدم توانایی در مهارت های پایه

*عدم آگاهی از روش دست مطالعه

* ضعف در توانایی های ذهنی

* عوامل فیزیکی

* عوامل عاطفی

* عوامل مربوط به ضعف معلم در تدریس

 

ارزشیابی تکوینی :

                ارزشیابی تکوینی ،‌ آنطور که از اسم آن پیداست ، زمانی به اجرا در می آید که فعالیت های آموزشی هنوز جریان دارد و یادگیری شاگردان در حال تکوین یا شکل گیری است. معمولاً تحقق هدف های آموزشی و پرورشی با تغییر رفتار شاگردان ، بتدریج و به مرور زمان امکان پذیر می شود. به این دلیل، معلم ناگزیر است تحقق هدفهای آموزشی هر بخش را در فاصله ی زمانی معینی متناسب با توانایی و امکانات شاگردان انتظار داشته باشد. او برای آنکه از چگونگی تحقق هدفهای آموزشی هر بخش از مطالب تدریس شده آگاه شود لازم است در پایان هر بخش از مطالب تدریس شده، آموخته های شاگردان را مورد ارزشیابی قرار دهد. این نوع ارزشیابی که به طور مستمر در پایان هر بخش از مطالب تدریس شده و در طول سال تحصیلی انجام می گیرد، ارزشیابی تکوینی یا ارزشیابی مرحله ای نامیده می شود. بدیهی است محتوای سؤالات ارزشیابی تکوینی، مستقیماًَ ناظر به اندازه گیری آن دسته از هدف های آموزشی است که برای هر یک از بخش های مختلف و در فواصل زمانی معین پیش بینی شده است، به این ترتیب معلوم می شود که شاگردان در رسیدن به حد ملاک تسلط، یادگیری بخش های معینی از هدفهای آموزشی، چه وضعی دارند تا در صورت لزوم، از طریق آموزش ترمیمی، برای رفع اشکالات یادگیری آنان اقدام شود. برای بهره گیری کامل از نتایج ارزشیابی تکوینی، بیان دقیق ورفتاری هدفهای آموزشی ضرورت حتمی دارد. معلم برای اینکه بتواند درجریان یادگیری
هدف های مشخص ، واحدهای متوالی درسی را اندازه گیری و ارزشیابی کند، باید آنها را به طور دقیق و صریح بیان کندتا اگر شاگردان با اشکال مواجه شدند، بتوانند بسادگی آن اشکالات را تشخیص دهد و در رفع آنها بکوشد، وظایف ارزشیابی تکوینی، تنها به اندازه گیری پیشرفت تحصیلی شاگردان در مراحل مختلف تدریس ختم نمی شود ،‌ بلکه سبب اطلاع به موقع شاگرد و معلم از چگونگی و نوع اشکال های آنها می شود . اگر ارزشیابی تکوینی انجام نگیرد و تنها به ارزشیابی پایانی اکتفا شود، دیگر فرصتی برای تغییر روش تدریس و طرح برنامه ی ترمیمی پیش نمی آید بنابراین در ارزشیابی تکوینی باید سعی شود که اساسی ترین و بیشترین اطلاعات در زمینه نارسایی های یادگیری و تدریس به دست می آید و نیز بهترین روش تحلیل داده ها به کار می رود .

1- یکی از موارد استفاده ی ارزشیابی تکوینی،‌ اصلاح روش تدریس معلم است. ارزشیابی تکوینی مواد درسی، کیفیت محتوا، تنظیم محتوا و زمان مناسب برای یادگیری را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. معلم می تواند با توجه به یافته های این نوع ارزشیابی، روش تدریس را اصلاح و یا روش تدریس مناسب تری انتخاب کند.

2- یکی از مهم ترین موارد استفاده ی آزمون های تکوینی یا مرحله ای صورت می گیرد واحدهای قبلی برای یادگیری کامل واحدهای بعدی ضروری می شود. با چنین تغییری نتایج آزمون های تکوینی، پاداش و انگیزه ی بسیار مؤثری برای یادگیری مطالب جدید خواهد بود و احساس موفقیت شاگردانی که به یادگیری کامل رسیده اند،‌ تقویت خواهد شد و شاگردانی که موفقیت چندانی در فراگیری کسب نکرده اند، با تشکیل آموزش های ترمیمی موفقیت بیشتری بدست خواهند آورد و در نتیجه تشویق خواهند شد که بیشتر یاد بگیرند. خلاصه این که نتایج ارزشیابی تکوینی باید به شاگرد نشان دهد که به
پرسش ها چگونه پاسخ گفته است. اشکالش چیست، جنبه های ضعف یادگیری اش کدام است، چه چیزی را فرا گرفته است و برای اینکه بتواند مراحل بعدی را شروع کند ، چه چیزی را مجدداً‌ باید یاد بگیرد .

 

ارزشیابی پایانی :

                در پایان هر دوره ی آموزشی لازم است ارزشیابی جامعی از میزان آموخته های شاگردان به عمل آید. این نوع ارزشیابی را ارزشیابی پایانی یا ارزشهای تراکمی
( Summative evaluatoon) گویند که ممکن است در پایان یک ترم با یک سال تحصیلی انجام پذیرد.هدف از ارزشیابی پایانی معمولاً تعیین مقدار آموخته های شاگردان در طول یک دوره ی آموزشی به منظور نمره دادن و صدور گواهی نامه یا قضاوت در باره ی اثر بخشی کار معلم و برنامه درسی یا مقایسه ی برنامه های مختلف با یکدیگر است. ارزشیابی پایانی برخلاف تکوینی که تحقق هدف های جزئی مطالب آموزشی را ارزیابی می کند، معمولاً ناظر به ارزشیابی هدف های نهایی است، از نتایج آن برای اصلاح روش تدریس معلم یا رفع اشکالات یادگیری شاگردان چندان استفاده ای نمی توان کرد، زیرا این ارزشیابی پس از پایان یافتن جریان آموزشی یا دوره ای آموزشی صورت می گیرد، ولی با این همه از نتایج حاصل از آن می توان به عنوان تجربه ای برای طراحی و اجرای فعالیت های آموزشی بعدی استفاده کرد.

ارزشیابی برحسب تفسیر نتایج :

                ارزشیابی پیشرفت تحصیلی شاگردان را برحسب چگونگی تفسیر نتایج آنها
می توان به دو دسته ارزشیابی معیاری ( Enlberion referenced evaluation)  و ارزشیابی هنجاری ( Norm referenced evaluation )  تقسیم کرد. در ارزشیابی معیاری،‌ آزمون ها براساس ملاک و معیار نسبی آماده می کنند. در استفاده از معیار مطلق، پیشرفت شاگرد با توجه به آنچه آموزش داده شده است، ارزشیابی می شود، به سخن دیگر اگر عملکرد فرد را در یک آزمون در مقایسه با نوعی معیار از پیش تعیین شده تفسیر کنیم، به آن ارزشیابی معیاری یا ارزشیابی ملاکی می گویند. گذراندن موفقیت آمیز آزمون هایی که متکی بر معیار مطلق هستند مستلزم یادگیری هدف های تعیین شده را به میزان دلخواه آموخته اند یا نه :‌ مثلاًُ معلم زبان با توجه به هدف درس، آزمونی مرکب از 100 پرسش تهیه می کند و معیار پذیرش را پاسخ دادن صحیح به 90 پرسش تعیین می کند. به این ترتیب فقط شاگردانی می توانند قبول شوند که به 90 سؤال یا بیشتر پاسخ درست داده باشند. ارزشیابی تشخیصی مربوط به یادگیری مهارت هاست و بیشتر ارزشیابی های پایانی از این نوع ارزشیابی هستند.

                در مقابل، ارزشیابی هنجاری عملکرد یا پیشرفت شاگرد را با هدف آموزشی یا معیاری از پیش تعیین شده نمی سنجد، بلکه عملکرد یا پیشرفت شاگرد را با عملکردگروهی از شاگردان مقایسه می کند. با استفاده از ارزشیابی هنجاری، می توان تعیین کرد که پیشرفت شاگرد نسبت به هدف های آموزشی یا مطالب آموزش داده چگونه است. در این نوع ارزشیابی معیار مطرح نیست،‌ بلکه شاگردان به ترتیب نمره هایی که بدست آورده اند از نمره ی زیاد به نمره ی کم ردیف می شوند و نمره ی هر شاگرد با توجه به میانگین نمره های کلاس یا گروه سنی مربوط مقایسه می شوند در این نوع ارزشیابی هدف عمده این است که تعیین کنیم فراگیر نسبت به شاگردان دیگر چه وضعی دارد. در حالی که در ارزشیابی معیاری منظور این است که بدانیم شاگرد چه مقدار از آنچه را قرار بوده بیاموزد، آموخته است یا تا چه حد قادر به ادای وظیفه ای است که به او محول شده است. آزمون های ورودی دانشگاه معمولاً از نوع ارزشیابی هنجاری است.

 

ارزشیابی برحسب نحوه ی اجرا :

                ارزشیابی را می توان از نظر نحوه ی اجرا به دو دسته کلی تقسیم کرد: ارزشیابی انفرادی و ارزشیابی گروهی، ارزشیابی انفرادی به آن نوع ارزشیابی اطلاق می شود که در آن آزمایش کننده و آزمایش شونده رو در روی هم قرار می گیرند وآزمایش کننده ضمن راهنمایی آزمایش شونده، نتایج حاصل از آزمایش را یادداشت می کند و با مشاهده ی واکنش های آزمایش شونده می تواند در باره ی او داوری کند و حتی از علت بسیاری از اشکالات بنیادی او آگاه شود. تمام آزمون های شفاهی وعملی از این نوع ارزشیابی هستند . اما در ارزشیابی گروهی، آزمایش کننده موقعیت به کسانی را برای ارزشیابی گروه فراهم می کند و پس از راهنمایی مقدماتی، ورقه های آزمون را دراختیار آنان قرار می هد و با توجه به هدف ارزشیابی، زمان لازم را برای پاسخگویی تعیین می کند یکی از مزایای این نوع ارزشیابی، موقعیت یکسان آزمایش برای همة شاگردان است در ضمن هزینه ی اجرای آن کمتر و زمان ارزشیابی نیز بسیار محدودتر از ارزشیابی انفرادی است. ولی برخلاف ارزشیابی انفرادی ، مزایای بازخوردهای ناشی از ارتباط رو در رو را ندارد.

 

تعاریف آزمون و سنجش –  مقیاس های اندازه گیری و انواع  آن از دیدگاه دکتر سیف

 

آزمون

 آزمون معمول ترین وسیله ی اندازه گیری ویژگیها یا صفات روانی« آزمون» است.آزمون     وسیله ی نظام دار برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار است که به صورت مجموعه ای سؤال و غالباً بطور کتبی برای پاسخگویی در اختیار آزمون شوندگان قرار داده می شود.

وقتی که برای اندازه گیری یکی از ویژگیهای روانی یا تربیتی یک فرد یا گروهی از افراد از آزمون استفاده می شود به این فعالیت آزمون می گویند .

سنجش :

یک اصطلاح کلی است و به صورت فرآیندی تعریف می شود که برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیری در باره ی دانش آموزان،برنامه های درسی، سیاستهای آموزشی     مورد استفاده قرار می گیرد. سنجش اصطلاح کلی تری از آزمودن و اندازه گیری است زیرا سنجش   در برگیرنده ی همه راههای نمونه گیری ومشاهده ی مهارتها، دانش و تواناییهای دانش آموزان است. سنجش هم می تواند به صورت رسمی انجام پذیرد، مانند اجرای آزمونها، و هم به  صورت غیررسمی ، مانند مشاهده اینکه چه کسی درکار گروهی رهبری گروه را به عهده خواهد   گرفت. سنجش هم می تواند به وسیله معلم کلاس طراحی و اجرا شود، هم به وسیله ی مؤسسه ها ی آموزشی ادارات ، ایالتی و ملی . و امروزه سنجش از سؤالها و تمرینهای مداد و کاغذ ی بسیار فراتر رفته و مشاهده ی عملکرد ، ایجاد کارپوشه و کارهای دست ساز یادگیرندگان را شامل می شود.

 

×              در اینجا باید گفت ارزشیابی مبنای تصمیم گیری برای فعالیتهای عملی و اجرایی را تشکیل می دهد. ارزشیابی آموزشی در پی تعیین کیفیت است و در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی کیفیت را به عنوان دستیابی دانش آموزان و دانشجویان به دانش، مهارتها و توانایی هایی که از آنها انتظار می رود تعریف کرده اند. در ارزشیابی آموزشی به طور کلی کیفیت به صورت تناسب داشتن موضوع مورد ارزشیابی با هدفهای مورد نظر تعریف می شود . مثلاً وقتی که نتایج یک برنامة درسی مورد ارزشیابی قرار می گیرد و معلوم می شود که اجزای آن برنامه هدفهای مورد نظر را برآورده کرده است می گوییم که آن برنامه از کیفیت مطلوبی برخورداراست.

×              ارزشیابی ،  شامل داوری ارزشی در باره ی مطلوب بودن یا مطلوب نبودن ویژگی یا موضوع ارزشیابی است اما در اندازه گیری هیچ گونه داوری یا قضاوتی در باره ی نتایج حاصل انجام  نمی گیرد.