مبنای ارزیابی دانش آموز چیست؟

 

مبنای ارزیابی دانش آموز چیست؟

در نظام های آموزشی که ارزیابی به طور مستمر به عمل می آید، فعالیتها موفقیت آمیز است. اگر در نظام آموزشی ارزیابی انجام نشود، نمی توانید موفقیت را از شکست متمایز کنید. اگر موفقیت را تشخیص ندهید، نمی توانید به آن پاداش دهید. اگر شکست را تمیز ندهید، نمی‌توانید آن را تصحیح کنید اگر به وسیله ارزیابی نتایج نظام های آموزشی را نمایان کنید، می‌توانید حمایتهای لازم را به دست آورید.

این متن از مقاله ای با موضوع ارزشیابی برگرفته شده است، اما باید به آن یک شرط را هم افزود و آن اینکه ارزشیابی باید درست و اصولی انجام گیرد، در حال حاضر سیستم ارزشیابی آموزشی در ایران با انتقادات زیادی رو به روست، این نظام ارزشیابی سبب ناکارآمدی نظام آموزش و پرورش تلقی می‌شود.

دکتر علی رضاکیامنش، رئیس دانشکده روانشناسی دانشگاه تربیت معلم درباره انواع ارزشیابی آموزشی در جهان امروز می‌گوید: ارزشیابی وسیله ای برای پی بردن به میزان موفقیت، نظام آموزشی در رابطه با برنامه‌ها و عملکردهایش است. ارزشیابی در جهان در چهار سطح انجام می‌گیرد. یک نوع ارزشیابی در سطح مدرسه و از طریق معلم انجام می‌گیرد. به این ترتیب مشخص می‌شود آموزش های مدرسه چه اندازه در عملکرد دانش آموز متجلی شده است. در کشورهای مختلف این ارزشیابی در دست مدرسه است، اما سازمانهای دیگری هم وجود دارند که برای کتابهای درسی مختلف سوالات معتبری درست می‌کنند. مدارس این سوالات را خریداری می‌کنند و برمبنای نتایج آنها عملکردشان را می‌سنجند. برمبنای این پرسش ها می‌توان مدارس مختلف را سنجید. 90 درصد دانش آموزان کانادایی در این آزمونها شرکت می‌کنند. به این وسیله اولیا هم می‌فهمند موفقیت فرزندانشان در این آزمون تخصصی در کجاست ومدرسه نیز جایگاه خویش را می‌بیند در پایان هر دوره به ویژه در پایان دوره دبیرستان یک آزمون عمومی برگزار می شود. با این آزمونها مشخص می شود فارغ التحصیلان هر دوره چه چیزهایی یاد گرفته‌اند و براساس این آزمون گواهی پایان دوره دریافت می کنند. در بعضی از کشورها در آخر دبستان و بعضی در آخر دوره راهنمایی نیز این آزمون ها برگزار می شود. ما هم قبلا امتحانات نهایی استانی داشتیم. با این دست مطالعات و آزمون های هماهنگ که همه بچه‌ها در آن شرکت می‌کنند. مشخص می شود در استان چه می‌گذرد. در ارزشیابی نوع سوم برای ارزیابی نظام آموزشی دنبال سنجش های ملی می‌روند. مثلا تصمیم گرفته می‌شود علوم سوم دبستان با پایه هشتم به طور سراسری آزمون شود، این آزمون در همه کشور انجام می‌شود. در این سطح ارزشیابی، نظام آموزشی اطلاعاتی می‌گیرد تا خود را بسنجد اما چون پرهزینه است به روش نمونه گیری انجام می‌شود.

در آمریکا از سال 1960 مرکز سنجش پیشرفت آموزشی شروع به کار کرده است که سازمانی طویل و علمی است. خیلی از کشورها چنین سازمانی دارند. ولی ما مرکزی برای سنجش و بررسی عملکرد نظام آموزشی نداریم و چراغ خاموش حرکت می‌کنیم، شیوه کار این سازمان شبیه مطالعات بین المللی است ولی فقط در یک کشور انجام می‌شود ما در مرحله اول ارزشیابی که سنجش مدرسه است مشکل داریم.

سنجشهای سراسری هم نداریم، تنها از سال گذشته از بچه‌های سال سوم دبیرستان آزمون سراسری گرفته می شود تا معدل آنها برای کنکور قابل قبول باشد، کنکور هم که نظام آموزشی را از کیفیت انداخته است. تنها کاری که به عنوان سنجش ملی صورت گرفته مربوط به سال تحصیلی 78-77 است که با کمک یونیسف برای سنجش صلاحیت دانش آموزان پایه پنجم دبستان صورت گرفت. مرحله چهارم ارزشیابی نیز سنجش در سطح بین المللی است . در سطــح کلاس نیز دانش آموزان در کشورهای پیشرفته با شیوه ای کاملا متفاوت با نظام ارزشیابی ایران که تنها برمبنای مقیاس کمی صفر تا 20 است ارزیابی می‌شوند. مهندس مرید، کارشناس ارشد مکانیک از فرانسه می گوید: «در این کشور افراد تا پایان عمر ارزشیابی می‌شوند در این کشور از بدو ورود به مدرسه تا پایان دوره دبیرستان، شورای کلاس نتایج عملکرد نهایی دانش آموزان را ارزیابی می‌کند. این شورا از تمام معلمان کلاس، دو نفر به عنوان نمایندگان دانش آموزان و دو نفر نمایندگان والدین و مدیر مدرسه تشکیل می شود. در طول سال نیز دائما و تقریبا هر دو هفته یک بار امتحان کتبی برگزار می شود. معلم براساس نمرات دانش آموز و فراز و فرود نمرات وی عملکردش را توصیف می کند. دانش آموزی که دائما در حال پیشرفت باشد حتی اگر سرانجام نمره خیلی بالایی کسب نکند، دانش آموز زرنگ تلقی می شود. ولی بدترین شرایط برای دانش آموزی است که نمراتش سیر نزولی طی می‌کند. در مورد دانش آموزی که دائما در مرز ده نمره می‌آورد والدین تصمیم می گیرند، می خواهند فرزندشان مردود شود یا به سال بالاتر برود. مجموع این ارزشیابی ها در کنکور بسیار موثراست نتیجه این ارزشیابی ها برای رتبه بندی مدارس هم بسیار مهم است. مثلا مدارسی که اکثر دانش آموزان آنها وارد دانشگاههای معتبر مثل پلی تکنیک می‌شوند در صورت عملکرد منفی دانش آموز وی را از مدرسه بیرون می کنند. حتی در دوره دانشگاه هم دانشجویان به صورت شرافتمند، خیلی شرافتمند توصیف می شوند. طبیعتا این نظام ارزشیابی هدفمند کنکور را از شکل فاجعه باری که در ایران است خارج می‌کند احتمالا با توجه به نتایج مثبت این نوع ارزشیابی در سایر کشورها شورای عالی آموزش و پرورش در جلسه‌ای در مرداد 81 به دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی ماموریت داد، درباره تبدیل مقیاس کمی صفر تا 20 به مقیاس کیفی مطالعاتی انجام داده گزارش آن را به شورا ارائه کند. شورای عالی آموزش و پرورش به پیشنهاد دفتر ارزشیابی تحصیلی و تایید پژوهشکده تعلیم و تربیت در مصوبه 710 خود محور اجرای سه ساله طرح را صادر کرد. براین اساس این طرح تا پایان سال تحصیلی 85-84 اجرا خواهد شد.

به این ترتیب باید دید نتیجه و به ویژه نحوه اجرای ارزشیابی چگونه خواهد بود. آیا استانداردهای لازم در آن رعایت و در نهایت به نتایج دلخواه منجر می شود، براساس یک مقاله تاکنون گزارش ناظران طرح و نظارت معلمان و دست اندرکاران طرح درباره اجرای آن مثبت بوده است، به هر حال تاکنون تلاشهایی در ایران صورت گرفته تا نظام آموزشی شکل مطلوب تری پیدا کند، ولی نتیجه ملموس مشاهده نمی‌شود. این موضوع را نتایج ضعیف ایران در آزمونهای بین المللی نشان می‌دهد.

مرتضی خلخالی، کارشناس با سابقه برنامه ریزی آموزشی در انتقاد از نظام سنجش کشور می‌گوید: «نظام سنجش دانش محور و مفهوم محور ایران کاری به ارزیابی مهارتهای شناختی سطح بالاتر، مهارت های روشی، نگرشی و عادت مطلوب یادگیری ندارد و فقط آموختن محتوای علمی و کلاسیک کتاب را مورد سنجش قرار می‌دهد. حتی گروه دانشگاه رفتگان نیز تمام وقت نوجوانی خود را صرف تلاش برای کسب موفقیت در انباشتن علم محض در ذهنشان کرده اند. متاسفانه در نظام آموزشی ما کتاب درسی و محتوای دانشی آن تقریبا تنها شاخص و استانداردی است که رعایت محتوای آن ضروری به نظر می‌رسد. نظام امتحانی و سنجش سنتی هر آنچه در کتاب عینیت دارد، پیگیری می کند و آن را مورد سوال قرار می‌دهد. راهبردی که برای کاستن از بار فزاینده برنامه درسی کتاب محور در ایران معمول است نگهداری تنها اصلی درخت ساختارشناسی و حذف مثالهای کاربردی، شکلها، مصداقها، تمثیل‌ها، داستانها و تکالیف عملکردی است. در حالی که اینگونه مطالب برای تسهیل یادگیری،‌ ایجاد انگیزه و جاذبه در محتوای کتاب و … است و نباید آنها را بی پروا حذف کرد. در حالی که حجم کتابهای خارجی معتبر در تمام دوره‌های تحصیلی چندین برابر حجم آنها در ایران است و تعداد صفحات آنها که بیشتر در قطع بزرگ رحلی هستند معمولا از 500-600 صفحه تجاوز می کند. منتها دانش آموزان مطابق برنامه‌ها روش و هدفهای خاص مسیر انتخابی خود این کتاب را به عنوان مرجع و منبع مهم،‌مورد استفاده قرار می‌دهند و هرگز آن را کتابی هم نمی‌دانند که باید تمام محتوای آن را به خاطر سپرد» وی در مورد نظام سنجش در انگلیس که پیشروترین نظام سنجش است می گوید: «شعار مجمع ملی گروه کاری سنجش و آزمون این است سنجش خدمتگزار برنامه است نه ارزیاب آن ما از معلمان خود انتظار نداریم تنها آنچه را که پاسخگوی پرسشهای آزمون و تستها باشد تدریس کنند، یکی از ابتکارات نظام سنجش انگلیس طراحی سطوح رشد تحصیلی است افزون بر سیستم ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و امتحانات، هر یک از دانش آ‌موزان برحسب نوعی ارزیابی ملاک محور که به نمره امتحان و بارم معمولی وابسته نیست سطح بندی می شوند. هر یک از سطوح دستیابی با چند ملاک و عبارت توصیفی تعریف می شود و معلم امکان می یابد سطح رشد تحصیلی دانش آموز را با توجه به تعاریف تقریبا استاندارد، اجرای نوعی امتحانات و ارزشیابی و شناخت شخصی برآورد کند. در گرایش نهایی مدرسه به اولیا هم سطح رشد تحصیلی و هم درجه پیشرفت تحصیلی او قید می‌شود این سطوح و درجه ها برای استخدام کنندگان و صاحبان مشاغل همچنین برای انتخاب مسیرهای تحصیلی معنی و ارزش زیادی دارد و ممکن است به تصمیم گیری درباره توانایی ها و استعداد دانش آموزان برای اشتغال یک حرفه یا ادامه تحصیل در یک رشته بیش از نمرات کارنامه ارزش داشته باشد. 75 درصد نمره دانش آموز را امتحانات کتبی مشخص می‌کند که به صورت پرسش‌های پاسخ یک جمله ای یا ساخت دار تعیین سطح دانش، آزمون سطوح بالاتر اندیشیدن مثل حل مساله، تفکر نقاد و … وارزیابی مهارتهای برقراری ارتباط و ارزشیابی مثل جدول،‌نمودار، جمع بندی، نتیجه گیری، حسن بیان و… مطرح می‌شود. 35 درصد باقی مانده مربوط به پرونده کارنمای تحصیلی شامل گزارشهای عملکردهای پروژه‌ای، عملی،آزمایشگاهی و غیره برحسب استانداردها و ملاکهای تعریف شده است. به این ترتیب طبیعی است که نظام‌های سنجش بسته‌ای راحت طلب را که با صرف هزینه‌های کم به تصحیح ماشینی و اندازه گیری بخشی از بازده آموزشی و نه اغلب ابعاد آن می‌پردازند. به این ترتیب تا نظام ارزشیابی مناسبی برای دانش آموزان از بدو ورود به مدرسه تا پایان فارغ التحصیلی ایجاد نشود نمی توان به بهبود عملکرد نظام آموزشی امید داشت. المپیادی ها  و دانش آموزانی که در کشورهای خارجی گل می‌کنند نتیجه عملکرد عادی نظام آموزشی ما نیستند. این را نتیجه آزمونهای بین المللی نظیر آزمون تیمز نشان داده است.